My emO style
هوايـــــــــت كه به ســــــــرم مى زند... اشتباه من ایـــن بــــــود... هــــــــر جــــــــــا رنجیـــــدم... لبخنـــــــــــد زدم! فکــــــــــــر کردنـــــــــــد درد ندارد... سنگین تــــــر زدنــــــد ضربـــــــــه ها را ...!!! مـیـ خـوآهـَمـْ تـَنــَمـْ رآ بـه مـَرگــْ بـفـروشــَمـْ نمي دانــم از طرف مریم همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چندتا دوستم داری؟؟؟ یه عدد خیلی بزرگ می گفتم... ولی وقتی تو ازم پرسیدی چندتا دوستم داری؟؟؟!! گفتم: یکی... چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که می شناسم!!...!! دقت کردی قشنگ ترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکی اند؟! ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... احساس من به تو هم یکیه ... پس این رو بدون... از الان تا همیشه ... یکی دوستت دارم......... چرا ساکت نمی شوی؟؟!! کسانے هستند از جنس " شیشه " ؛ کوروش میگوید:بودن باكسی كه دوستش نداری ونبودن باكسی كه دوستش داری همه اش رنج است پس اگرهمچون خود نیافتی مثل خدای خودتنهاباش نشسته ام.... نیروی انتظامی اعلام کرد : هر دختری با مانتوی کوتاه ، موی بلند ، ناخن دراز واهو واهو واه بیرون بیاد نه فلفلی نه قلقلی نه مرغ زرد کاکلی هیچ کس باش رفیق نشه. غضنفر میره دکتر به دکتر میگه : اقای دکتر از وقتی رفتم دستشوئی دیگه کمرم صاف نشد . دکتر بهش میگه : عزیزم شما دکمه شلوارو به یقه بلوزت بستی ! غضنفر میره خواستگاری بهش میگن حرف دلتو بزن ، میگه گشنمه ! پسر به دختر: میدونی برای هدیه تولدت چی خریدم؟ دختری به دوستش : فک کنم دوست پسرم داره بهم خیانت میکنه ! منتظر نظرات خوشملتونممممممممم میسابــــــــمـ با سوهانیـــــ تمومهـــــ خطوطهــــــــ انداممـــ را تا شــــ ـایـــد پاکــــــــ کنمــ اثر لــــــــمس ســـ ـر انگشتاتـ ـو از اعــــماقهـــــــ تار و پودمــ بــــرای تاثیـــــــــر گذاشتنــــــ روی یکـــــ زن باید با او خندیـــــــــــد گریــــیـــــد... به او توجهـــــ کرد... به او دوســــــتتـــ دارمـــــــ گفتــــــ...با او زندگیــــــــ کرد شـــــادیـ کــــرد...اورا درکــــــــ کرد ...عشــــــــــــــق را به او چشـــــاند و بـــــــــرایـ تاثیــــــــــر گذاشـــتـ ن روی یکــــ مرد ....کافیســــــــتـ تو کِــﮧ رَفتـــ ــے دِلَـ‗__ــم بَرایَت تَنگ شُـــد... ܜܔܢ آنقَدر تَنگ کِــــﮧ حالا کِـــﮧ بَرگَشتــ ــے ... دیگَر دَر دِلَــ‗__ـــم جا نِمیشَوے لَعنَتــ✖ـے و حال رفته ای...بغض بدی در گلویم داره آتیشم میزنه...عاقبت ما آنچه خواهان
بودیم میشد...میدانم باکسی رفتی و من فقط باید تنها باشم...آری میگویی من در قلب
توام اما حالا قلب تو جای دو نفر را دارد؟ گلوم را بغض و گریه حسابی خسته کرده. آری آغوش من را حس نکردی و رفتی و حتی خواهانه آغوش من بودی و گفتی به دلت
مونده یکبار یک روز یکجایی در آغوش من باشی... ستاره ها امدند بر بامه خانه ام زیر بغل هایم را میگیرند و شبه دستی میشوند و
همش اشک هایم را پاک میکنند...آخه عزیزه من پیش خودت نگفتی که من بمیرم؟؟؟ بقدری خفه هستم در گلویم که دارم به عکست مینگرم و اشک را بی صدا بر صورتم
میکشم...هوای دلم را بد سوزاندی مهربانم. حالا تیغ برمیدارم و شروع میکنم: 1.اولی، فقط برای اینکه یادم نره یک روزی عاشقت بودم عزیزم..یک لحظه عکستو بغل
میکنم و بارون و حس میکنم از پنجره و حال اشکامو پاک میکنم از دفترم 2.دومی، فقط برای اینکه خیلی دلتنگتم و دوست داشتم بودی تا برات ترانه بخونم 3.سومی، فقط برای اینکه بتونم غصه هامو برایت بخوانم و از شانه های ظریفت آن
خسته گی ها را بردارم. 4.چهارم،فقط برای اینکه خیلی دوستت دارم و خواهان هستم ببینی من حالا به مرزه
دیووانگی رسیدم. 5.پنجم را میکشم برای اینکه با خونم بدرقه ات کرده باشم ..این همان خونی هستش
که تمام نفس هایت درونش جریان داشت و میگفتی تمامه زندگیته مث این است که شاهرگ احساسم را بریده ای! بند نمی آید دوست داشتنت... خاطراتم خوابند!! بگذار آرام بمانمــــ!! ع : عـبـرَتـهـ زنـدگـیـــــــــــــــــــــــــــــــــــ ش : شَـلـآقـهـ زَمـآنـهـــــــــــــــ ق : قـصـآصـهـ روزگـــآر امـآ افـسـوسـ و صَـد افـسـوسـ کـهـ شَـلـآقـهـ زَمـآنـهـ رآ خـوردَمــــــــــــ قـصـآصـهـ روزگـآر رآ کـشـیـدَمـــــ امـآ عـبـرَتـ نَـگـرفـتَـمـ √مَــنـ چـکـنِـویـسـهــ احـسـاسـاتــ تـو نـیـسـتَـمــــــــــ√ √"دوسِــتــ دارَمــ" هـایَــتــ را جـایــ دیــگَـر تَـمـریـنـ کُـنـــــــــــ√ بــــراے خـــریــ ـ ـــدن عـــشـــق هـــر کــ ـــی هـــر چــ ـــی داشـــت اورد دیـــوانــــه هــــیــــــچ نــ ــ ــداشـــتــــو گــــریــ ـــســــــت گـــمـــان کـــردنــ ـــد چــ ـ ــون هـــیـــچ نــــ ـــدارد مــ ـ ـــیــــگـــ ـــریــــد امـــا هـــیـــچ کـــس نـــدانــســـت بـــهـــاے عـــشـــــــق اشــــکـــــ اســـــــــتـــــــ بــــــهــــت گـــــفــــتـــــم بــــا "دلـــــم" بــــازی نــــکـــــن!!! بـــبـــیــــن خـــرابــــش کـــردی!دیـــگــــه "عــــاشـــــق" نــــمـــیــــشــــه!!! دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا، دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را… این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی! باید آدمش پیدا شود! باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد! سِنت که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکردهای و روی هم تلنبار شدهاند! فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمیتوانی با خودت بِکشیاش… شروع میکنی به خرج کردنشان! توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی توی رقص اگر پابهپایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خندهات انداخت و اگر منظرههای قشنگ را نشانت داد برای یکی یک دوستت دارم خرج میکنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ میشود خرج میکنی! یک چقدر زیبایی یک با من میمانی؟ بعد میبینی آدمها فاصله میگیرند متهمت میکنند به هیزی… به مخزدن به اعتماد آدمها! سواستفاده کردن به پیری و معرکهگیری… اما بگذار به سن تو برسند! بگذار صندوقچهشان لبریز شود آنوقت حال امروز تو را میفهمند بدون اینکه تو را به یاد بیاورند غریب است دوست داشتن. و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن... وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ... و نفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛ به بازیش میگیریم هر چه او عاشقتر، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر، ما بی رحم تر. تقصیر از ما نیست؛ تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شدهاند دستت را به من بده بیا پایین ... اینجا آنقدر ها هم وحشتناک نیست ... اگر هم باشد خود کرده را تدبیر نیست ... خــدا گاهــی دلــم میخــواد وقتــی بغــض می کنــم ، از آسمــون بـیای پایین اشکامــو پاکــ کنــی ، دستمــو بگیــری و بگــی : اینجــا آدمــا اذیتــت می کنـند ؟ بیـــا بریــم ... آدمهــای دور و بــرم مثل جمعــه می مانـنــد ، معلــوم نمی کنـد فرد هستنــد یا زوج ، پــر از ابهــامند ادم ها چه راحت مسئولیت خود را به گردن خدامی اندازند خدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا گناهانـــــــــــــــــــم را نادیده بگیـــــــــــــــــــر همانطور که دعا هایـــــــــــــــــــم را نشنیده میگیــــــــــــــــری بیـا اینبـار جـای دیگـــری قـرار بگـذاریم بــــرای بــــــاهــم بـــــــودن جـــایی جــز خیـــــــــــــــــالم...!! حـــــواســــــم را هـــــر کجــــا کــــــه پــــرتــــــــــــــ می کنـــــم بـــــاز هــم کنــار تــــــــــــــو می افتـــد! بیا معامله کنیم! همه دردهای تو مال من دل تنگ من مال تو! من میتوانم همه دردهای عالم را تحمل کنم اگر تــــــــو کمی دلتنگ من باشی ميداني چيست؟به نظر ميرسد که زندگي مشکل نيست... بلکه مشکلات زندگياند!
راه که ميروم مدام پشت سرم را نگاه ميکنم ديوانه نيستم... زياد از پشت خنجر خوردم
برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمان بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی ........ او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ........ دکتر علی شریعتی نه اینکه دردی نیست... خلاصه این روزا حالم اصلا خوب نیست مردان خانه به دوش را دختران تن فروش راچطور؟ واعظان دين فروش را دولت مداران دزد وطن فروش را پسران كليه فروش را زبان هاي عشق فروش را همه وهمه وهمه راميبيني خداوند؟ ميخواهم يك تكه آسمان كلنگي بخرم به دُنــ ـــبال دَلــــيل نِـــمي گــردَم بِمــــ ــــان ...! نـه تـلـخـــ ـــم ، نـه شــ ـــیــریـن ، مــزه ی بی تفـــــ ـــاوتی می دهـــمــ ... این روزها جنــ ــس حـالم زیـاد مـرغـــ ـــوب نیســتــ ! درشهری قدم مییزنم که دختران لبان سرد خود را سرخ تر می کنند تا شاید دل سیاه پر از هوس پسرها سرخ شود به بهانه ی عشق !!!!!!!!!!!! در شهری زندگی میکنم که پسرانش ادای مجنون را درمی اورند تا شاید تن لیلی های ساده را بدست اورند!!!!!!!!!!! در شهری اشک میریزم که پسرانش چشمان هیز خود را درپس عینک دودی پنهان میکنند تا شاید دختران در شیشه ی سیاه عینک چشمان صادق خویش را ببینند!!!!!!!!!!در شهری می ایستم که دختران بر بوسه های خود قیمت میگذارند تاشاید پسران پولدار شریک انها شوند!!!!!!!!!!!! در شهری می اندیشم که پسرانش خودرا چون دیوار محکم تعریف میکنند تا شاید دختران تکیه کنند بر بازوهای شیشه ای انها نظر یادتون نره پرسیدم پس کبریت هایت کو؟؟ پوزخندی زد.... گونه اش اتش بود....سرخ....زرد گفتم امشب می خواهم با کبریت های تو این سرزمین را به اتش بکشم..... دخترک نگاهی انداخت تنم لرزید....گفت:کبریت هایم را نخریدند سالهاست تن می فروشم... می خری!!!!؟؟؟؟ دوستت دارم را برای هردویمان فرستادی
هم من, هم او خیانت میکردی یا عدالتت بود؟؟؟ ايـن بـار تو بــِگو " دوسـتَت دارم" نــَترس ... مـَن آسمان را گِرفته ام كه به زميـن نيايد هيـچكـَس نـَفهميد شـايد شيـطان عـ ـ ـــاشـ ـ ـق حوا شـُده بود کـﮧ بَر آدَم سـِجده نـَكرد این روزهـــــــــا دستور بده سیگار بیاورند وپاسورهم...... ومردهارا دور میز من جمع کن بگوبنوازند شایدغیرتی شدو برگشت!!!! گاهی تو گاهی یادتو گاهی هم غم تو اخراین تو کار مراتمام میکند!!!!!!!!!!!!!! باران که میبارد دلم برایت تنگ میشود راه میافتم بدون چتر من بغض میکنم اسمان گریه میکند دلی بستم به آن عهدی که بستی تو آخر هر دو را با هم شکستی . . . زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه , گوشت بدن خودشو میکند و میداد به جوجه هاش میخوردند زمستان تمام شد و کلاغ مرد! اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند: آخی خوب شد مرد, راحت شدیم از این غذای تکراری! این است واقعیت تلخ روزگار ما..! تلخ تلخ!! برایشان حکم برائت از گناه را دارد ...!!! را به زن همسایه هدیه کرد، تا آبروداری کند ... به دست مردی سپرده که دیشب ، برهنه ات می کنند تا بهتر شکسته شوی...نترس گردوی کوچک ان چه سیاه می شود روی تو نیست دست ان هاست دختر بودن یعنی کله قند و لی لی لی لی ... دختر بودن یعنی الگوی خیاطی وسط مجله های درپیت دختر بودن یعنی باید فیلم مورد علاقه تو ول کنی پاشی چایی بریزی دختر بودن یعنی نخواستن و خواسته شدن دختر بودن یعنی "ببخشید میشه جزوه تونو ببینم ؟" دختربودن یعنی " برو تو ، دم در وای نستا" دختر بودن یعنی "کجا داری میری؟" دختر بودن یعنی اجازه گرفتن واسه هرچی ، حتی نفس کشیدن... رسم زندگی این است یک روز کسی را دوست می داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده است مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی؟ این رسم زندگی است...
خطا از مـَ ـنِ ، میـ دونَمـ " خـُ ـدا "
همه هورا كشيدند...
حالا پايت را از روی خرده های دلم بردار

ديگـــــــــــــــر در هيچ هــــــــوايى،
نمى تـــــــــوانم نفــــــس بكشمـــ
عجب نفـــــــس گير اســـت...
هواى بـــــــــــي تو!!!
تـآ لـَحـظـهـ ایـ دَر آغـوشــَشْ آرآمـْ بـگـیـرمـْ
وَ بـرآیــِ هـَمـیـشـه بـخــوآبــَمـْ
چــ ـرا بيــ ـن ايــ ـن همــ ـه ادم
پــ ـيــ ـله کــرده امــ
بــ ـه تــ ـو
شــ ـايد فــ ـقط با تــ ـو
پــ ـروانــ ـه مي شــ ـوم . . .
.
.
.
این دردها هستند که چپ و راست به من میخورند !
دلم برای کسی تنگ است
درست اون وقتی می خوری
که وسط زیباترین رویا هستی
صدای نفس هایت.....درآغوش او
از این راه دور هم آزارم میدهد!!
لعنتی !......آرام تر نفس نفس بزن!"
زود مے شکنند !
اما ...
نا جور مےبُرند ... !!!
ــ کجا؟
ــ کنار همان چاهي که تو برايم کندي!
عمق نامردي ات را اندازه مي گيرم ...
![]()
![]()
![]()
دختر: نه.
پسر: اون پژو ۲۰۶ قرمز رنگ که کنار خیابون پارک شده رو میبینی ؟؟؟
دختر: آررررره…
پسر: یه ماتیک درست به همون رنگ !!!
دوستش : از کجا فهمیدی ؟
دختر : آخه دیشب پرسیدم کجا بودی ، گفت با دوستم امیر بودم
دوستش : خوب الان مشکل چیه ؟
دختر: خوب لامصّب دروغ میگه ، دیروز امیر تمام مدت با من بود !![]()
ـ
عریــــان شوی

... و در تکرار آن اصرار!...
.. اما!..
... نه نعمتش را از من گرفت،
... نه گناهانم را فاش کرد!...
... اگر اطاعتش را کنم چه مي کند؟ ...








دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر....
می تواند یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی .....
در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ............
او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی ..........
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی .........
او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد .........
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ........
و هر روز او متولد می شود ، عاشق می شود ، مادر می شود ، پیر می شود و می میرد.....
و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد ......
نه...
دیگر گلویی نمانده برای فریاد
حـالا کـه میـخـواهـی بـروی ....
لطفــا قـدمـهـایـتـــ را تنـدتـر بـردار ....
دلـم را فـرستــاده امـ دنبـالـِـ نخــود سیـــاه . . . !

![]()
![]()
پسر جواب داد:من میزنم
پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولی باز همان جواب را شنید
پدر با ناراحتی از کنار پسر رد شد
بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد تا شاید جوابی بهتر بشنود.
پسرم من میزنم یا تو؟
این بار پسر جواب داد شما میزنی.
پدر گفت چرا دوبار اول این را نگفتی؟
پسر جواب داد تا وقتی دست شما روی شانه من بود عالم را حریف بودم ولی وقتی دست
از شانه ام کشیدی توانم را با خود بردی . . .
نگفتم: عزیزم، این کار را نکن.
نگفتم: برگرد
و یک بار دیگر به من فرصت بده.
وقتی پرسید دوستش دارم یا نه،
رویم را برگرداندم.
حالا او رفته
و من
تمام چیزهایی را که نگفتم، می شنوم.
نگفتم: عزیزم متاسفم،
چون من هم مقّصر بودم.
نگفتم: اختلافها را کنار بگذاریم،
چون تمام آنچه میخواهیم عشق و وفاداری و مهلت است.
گفتم: اگر راهت را انتخاب کردهای،
من آن را سد نخواهم کرد.
حالا او رفته
و من
تمام چیزهایی را که نگفتم، میشنوم.
او را در آغوش نگرفتم و اشکهایش را پاک نکردم
نگفتم: اگر تو نباشی
زندگیام بیمعنی خواهد بود.
فکر میکردم از تمامی آن بازیها خلاص خواهم شد.
اما حالا، تنها کاری که میکنم
گوش دادن به چیزهایی است که نگفتم.
نگفتم: بارانیات را درآر…
قهوه درست میکنم و با هم حرف میزنیم.
نگفتم: جاده بیرون خانه
طولانی و خلوت و بیانتهاست.
گفتم: خدانگهدار، موفق باشی،
خدا به همراهت.
او رفت
و مرا تنها گذاشت
تا با تمام چیزهایی که نگفتم، زندگی کنم


عاشق نیستم !
فقط گاهی
حرف تو که می شود
... ... ... ... دلم ...
مثل اینکه تب کند
گرم و سرد می شود
توی سینه ام چنگ می زند
آب می شود
تنگ می شود ...



عجیب دلم بچــــگی میخـــــواهــــــد
خستــــه ام...!
یک قلم لطفـــا....؟!
میـــــخواهم خـــــــودم را خطــــ خطــــی کنــــــم!



مبارک برات بهترینارو از خدا میخوام
راننده تاکسی اسکناسو گرفته میگه تنهایی؟ گفتم اره خیلی وقته

شـــکـــلـاتی شـده انــد !
زیـادی خـــالـص ...
در سرزمین من
هیچ کوچه ای
به نام هیچ زنی نیست
و هیچ خیابانی …
بن بست ها اما
فقط زنها را می شناسد انگار...
در سرزمین من
سهم زنها از رودخانه ها
تنها پل هایی است
که پشت سر آدمها خراب شده اند...
اینجا
نام هیچ بیمارستانی
مریم نیست
تخت های زایشگاهها اما
پر از مریم های درد کشیده ای است
که هیچ یک ، مسیح را
آبستن نیستند ...
من میان زن هایی بزرگ شده ام که شوهر
فاحشه محل مان امروز پول تن فروشیش
برای نامزدی دخترش !
در خود گریستم ...
برای معصومیت دختری که بی خبر دلش را
تن سرد فاحشه را هوسبازانه به تاراج برد ...
و بی شرمانه می خندید از این پیروزی ...!!!!
اینجا زمین است ؛ حوا بودن تاوان سنگینی دارد
دختر بودن یعنی همونی باشی که مادر و خاله وعمه ت هستن
دختر بودن یعنی " دخترو رو چه به رانندگی ؟ "
دختر بودن یعنی " شنیدی شوهر سیمین واسه ش یه سرویس طلا خریده 12 میلیون ؟"
دختر بودن یعنی حق هر چیزی رو فقط وقتی داری که تو عقدنامه نوشته باشه
دختر بودن یعنی " به به خانوم خوشگل....هزار ماشالااااااا"
دختر بودن یعنی لباست 4 متر و نیم پارچه ببره که آقایون به گناه نیفتن
دختر بودن یعنی "خوب به سلامتی لیسانس هم که گرفتی دیگه باید شوهرت بدیم"
دختر بودن یعنی " تو نمیخواد بری اونجا ، من خودم میرم "
دختر بودن یعنی "کی بود بهت زنگ زد؟! با کی حرف میزدی؟"
دربارهات قضاوت میکنند؛
که بیریا نثار هر احمقی کردی
دربارهی زیباییات
دربارهی تارهای مویت
دربارهی روحت، جسمت
دربارهی تو و زن بودنت، عشقت،
قضاوت میکنند
تو نترس و زن بمان
نترس از تهمت دیوانههای شهر
که اگر بترسی
من زن خواهم بود
مرا كه بپیچید در روسری و چادر با چشمانم چه می كنید
چشمانم سرشار از زندگی و عشق است.
مرا كه بپیچید باراه رفتنم چه می كنید راه رفتنی كه
زیباتر است از هر رقص.
مرا كه بكشید با گلی که می روید بر خاكم چه
می كنید كه عطرش مست می كند همگان را.
من زنم
من زن خواهم ماند
پنجره زیباست اگر بگذارندوچشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند
آدمک مرگ همین جاست بخند
دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
آدمک خر نشوی گریه کنی !
کل دنیا سراب است بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست
رسم زندگی...

ازمـَ ـטּ کـ ـِ سالهاسـ ـت گفتَمـ "ایاک نعبد"
اَما بــِ دیگراטּ هَـ ـم دِلسـ ـپُردَمـ
اَز مـَ ـטּ کــِ سالهاسـ ـت گفتـ ـَم "ایاک نستعیـטּ"
اَما بــِ دیگراטּ هَـ ـم تِکیـ ـﮧ کردَم
اَما رهام نَکُـטּ ...
بیشتَر اَز همیشـ ـهـ دِلتَنـ ـگَم
بــِ اندازه ےِ تمومِ روزهاےِ نبودَنـ ـم
خواهشا بادقت بخونین وبه معنیشم دقت کنین همینجوری نگذرین![]()
De$ign | ﻣﻴﺲ ﻫﺂﻧﮯ ![]() |


بدو ادامه























** 







De$ign 
MenU
rismane talayiiiii


